محمد ابراهيم آيتى
مقدمه كه
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
ندارد . در صفحهء 506 فرهنگ عميد آمده : « ديو موجود خيالى و افسانهاى است كه هيكل او شبيه انسان امّا بسيار تنومند و زشت و مهيب و داراى شاخ و دم بوده است » لذا بهتر است - همانگونه كه آقاى محلاتى در ترجمهء فارسى سيرهء ابن هشام آورده ( ترجمهء سيرهء ابن هشام ص 226 ) - شيطان را به اهريمن ترجمه كنيم ، گرچه ممكن است با تتبّع ، لفظ بهترى از اهريمن هم بيابيم . پاسخ - مسلّما مرحوم مؤلف كه آن را به ديو ترجمه كرده ديو را به موجود خيالى اختصاص نمىداده است ولى از نظر اين جانب هم مناسب است به چيز ديگرى از قبيل : اهريمن ، وسوسهگر و مانند اينها ترجمه شود بلكه اين امكان هم وجود دارد كه خود لفظ شيطان آورده شود بدون اين كه به لغت ديگرى ترجمه شود . 10 - و همين انتقاد كه انتقادى است بر خود اين جانب ، چرا كه اين جانب خود ، مطلب را نگاشتهام ، انتقاد اين است كه اين عبارت كه در وفد بنى شيبان ، صفحهء 673 ، اواخر صفحه آمده : « اولين كسى كه نزد آن حضرت رفت حريث بود ، و او از طرف خود و قوم خود با آن حضرت به اسلام بيعت كرد و سپس گفت : نوشتهاى ده كه دهناء مرز ميان ما و بنى تميم باشد ، هيچ كس از آنان جز مسافر يا مجاور از دهناء به جانب ما نگذرد ، رسول خدا دستور نوشتن داد ، من كه چنين ديدم تاب نياوردم ، چه دهناء وطن من بود ، خانهء من در آنجا قرار داشت گفتم : اى رسول خدا ! او از تو زمين بىبر و حاصلى نخواست ، دهناء ، چراگاه گوسفندان و شتران ما است ، زنان و فرزندان بنى تميم در پشت آن قرار دارند ، رسول خدا به نويسنده گفت : اى فرزند ! دست بدار ، بينوا راست مىگويد . . . » اولا - مدرك اين عبارت چيست ؟ ثانيا - چطور پيامبر بدون تحقيق بمجرّد خواست حريث فورا به نفع او دستور نوشتن داد و به مجرد اعتراض زن دستور امساك داد ؟ پاسخ - در سه قسمت :